شرارمحبت
دروصل هم زعشق توای گل درآتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
باعقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته ازآب وآتشم
پروانه راشکایتی زجورشمع نیست
عمریست درهوای تومیسوزم وخوشم
خلقم به روی زردبخندندوباک نیست
شاهدشوای شرارمحبت که بی غشم
باورمکن که طعنه طوفان روزگار
جزدرهوای زلف توداردمشوشم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 0:55 توسط ahmadrajabinezhad
|